X
تبلیغات
بزم انديشه

بزم انديشه
ای برادر تو همه اندیشه ای مابقی تو استخوان و ریشه ای (مولانا جلال الدین محمد بلخی) 
قالب وبلاگ
لینکستان

اشتباهی که فرهنگیانمان به جای نهادینه سازی «عقلانیت سیاسی» در بین مردم, مرتکب می شوند دامن زدن به «احساسات قومی» است؛ تحریک و برانگیختن احساسات مردمی که در گذشته طولانی دچار محرومیت و سرخوردگی بوده اند غیر از این که برای موج سواران کهنه کارِ فاقد یک استراتیژی روشن سیاسی, بستر موج سواری را فراهم کند؛ چه دستاورد عینی و قابل اتکایی در عرصه انتقال قدرت سیاسی به ارمغان آورده است؟

در انتخابات ریاست جمهوری قبلی با پیروی از احساسات غیر عقلایی نود و نه درصد آراء در صندوق ها به نفع کسی ریخته شد که در این پنج سال کمترین مسئولیتی در قبال مردممان احساس نمی کند, اما این بار باز هم بازنده این «قمار سیاسی» بزرگ کسی جز مردم فریب خورده و خام شده ما نیست.

منازعه تاجیک با پشتون ماهیتا با آن چه ما در صدد دستیابی به آن هستیم تفاوت فاحش دارد, تاجیکان در ساختار کشور حضور دارند و رقابت آن ها برای دسترسی به سکان داری قدرت است؛ از این رو چنگ زدن به این طناب ما را از مسیری که بایسته ما است دور می کند. افزون بر این تجربه تاریخی نشان می دهد به خاطر شرایط خاص جغرافیایی, وضعیت شکننده اقتصادی, عدم حضور در ساختار اداری و حکومتی و فقدان پشتوانه خارجی مشی انقلابی و آرمانی ما به جای آن که از مزایای قدرت ما را بهرمند کند به حاشیه رانده است. پس نگذاریم عقده ها عقده ساز شوند.

[ یکشنبه 1393/01/31 ] [ 11 بعد از ظهر ] [ عبدالله غفاري ]

یک تفکر استراتیژیک می تواند مبنای خوبی برای برون رفت از تحلیل های پیچیده ی سیاسی باشد. در پست قبلی یادآور شده بودم که بازتولید اقتدار احزاب قومی-سیاسی می تواند تهدید جدی یی برای امنیت نسبی کشورمان باشد؛ با توجه به کارنامه این احزاب که محترمانه ترین تعبیر برای آن ها «عروسک های خیمه شب بازی» قدرت و استخبارات منطقه است، سلطه دوباره آن ها با توجه به منبع تمویل متفاوت و منافع متضاد کشورهای حامی آن ها پیش بینی بحران در فصل جدید سیاسی چندان بعید از نظر نیست. به گواه تاریخ افغانستان کشوری است که بیشترین خسارت را از مداخله و رویارویی قدرت های منطقه متحمل شده است.

[ یکشنبه 1393/01/31 ] [ 11 بعد از ظهر ] [ عبدالله غفاري ]

1) هزاره‌ها، به‌ویژه نسل نو، دچار یک کج‌فمیِ تاریخی بسیار بزرگ‌شده‌اند. این نسل با برجسته‌سازیِ بیش از حد «مسأله‌ی کوچی‌ها» حذفِ شهری را از یاد برده‌اند. نسل قبلی با تمامی خطاهایش یک خواست بزرگ و روشن داشت: حضور معنادار در شهرها و سهیم‌شدن در ساختار قدرت. شکافِ مزاری و اکبری هم از همین‌جا شروع شد. اکبری خواهانِ تمرکز قدرتِ سیاسی و استمرار جنگِ خانه‌گی در هزاره‌جات بود و مزاری خواهان ایجاد قدرت در پایتخت، سهم‌گیری در سرنوشتِ کشور، عدالت در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و برخورد مستقیم و مسالمت‌آمیز با اقوامِ دیگر در چارچوبِ قانون.

 

2) این خواست نه تنها هزاره‌ها را از یک قرن انزوای سیاسی بیرون کرد، بلکه مردم هزاره‌جات را ک سال‌ها بر سر عکسِ خمینی همدیگر را می‌کشتند، با جمعیت شهری کابل پیوند زد. این پیوند معنادار تقدیرِ سیاسی هزاره‌ها را رقم زد، زیرا پس از یک برای اولین‌بار این مردم خواهانِ حق سیاسی و شهروندی خود شدند. هزینه‌های این خواست سنگین بود. مناطق شهری هزاره‌نشین مورد تهاجم نظامی قرار گرفتند و ویران شدند. حجم ویرانی به حدی بود که در سراسر تاریخ افغانستان سابقه ندارد. مزاری شهامتِ اخلاقی آن را داشت که به خاطر حضور در پایتخت، مسیولیت اخلاقی این هزینه‌ی سنگین و دردناك رابه دوش گیرد و به قیمت ویران‌سازی حضورکاذبِ هزاره‌ها در شهرها، حضور پایدار آن‌ها را تثبیت کند.

 

3) مزاری از کوچی و کوچی‌گری گفت ولی مسأله‌ی اصلی او خواست شهری بود. نسل کنونی هزاره، در شهر زندگی می‌کنند، اما خواستِ روستایی و غير شهري دارند و سياست را در حد جنگِ قريه به قريه، تنزل مي دهند. تبعیضِ اداری و حذفِ نظام‌مندی شهری را نمی‌بیند، در عالم خیال به جنگ کوچی می‌رود. از توزیع نا عادلانه‌ی سرمایه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتا نمادین در شهرها، چشم‌پوشی می‌کنند و از تر کیب حذفی و ظالمانه‌ای اداری وزارت‌خانه‌ها، نهادهای عدلی ـ قضایی و امنیتی شکایتی ندارند، اما به خاطر ترس موهوم از چندتا کوچی سر و صورتِ شان را مجروح می‌کنند. اساسا کوچی‌گری زمانی به یک مسآله‌ی سیاسی بدل گردید که بنیاد شهری و اداری پیدا کرد.

 

4) کوچی را نباید از یاد برد ولی مسآله‌ی اصلی هزاره‌ها در حال حاضر «حذفِ شهری» است. دشت برچی فاقد هرگونه امکانات شهری است و از کمک‌های موجود هرگز سهمی ندارد. تمام سرک‌های کابل آباد شد، سرک پل سرخ ـ دشت برچی، اما کوره‌راهی روستایی است که انگار از میان جنگل می‌گذرد. این حذف در هرات و مزار شدیدتر است. تبعیض دولتی علیه شهرک جبرییل بی‌داد می‌کند. کم نیستند افرادی که از آن‌ها به عنوان «یهودیان هرات» یاد می‌کنند. نظر من این است که آقای بهزاد، به جای هر روز بیانیه‌صادر کردن علیه کوچی‌های، کمی هم از حذف شهری مردمی بگوید که با رای آن‌ها به پارلمان آماده است. اساسا خود انحرافِ آگاهانه از حذف شهری، بزرگ‌ترین ستمی است که این بزرگان بر مردم روا می‌دارند. وضعیت هزاره‌ها در مزار بدتر است. حذف نظام‌مند آن‌ها در مزار چیزی است که نمی‌توان نادیده گرفت. والی بلخ، نه تنها احساس تعلقی به مناطق هزاره‌نشین ندارد، بلکه آگاهانه آن‌ها را منزوی می‌سازد. در بدنه‌ی اداری ولایت بلخ هم ترکیب کارمند هزاره به یک درصد هم نمی‌رسد.

 

5) نسل امروز هزاره فاقد خواست صریح و روشنِ شهری و سیاسی است. اگر می‌خواهد فردای برای خود دست و پا کند، باید راه حل‌هایی را در برابر حذف شهری جست‌وجو کند. جامعه‌ انسانی در مسیر برگشت ناپذیر به سوی زندگی شهری روان است. سیاست کوچی‌گری، دیگر حتا برای خود کوچی‌ها هم کاربرد ندارد. تقدیرها در پایتخت‌ها، در شهرهای بزرگ و در خیابان‌ها رقم می‌خورند. جایگاه هر مردمی در شهر، آینده‌ی آن‌هاست. هزاره‌ها ناگزیرند برای خود پناه‌گاه‌هایی در شهرها بسازند، حتا اگر این پناه‌گاه به اندازه «قلعه‌شاده» کوچک و فقیر باشد، جایی که تقدیر سیاسی و تاریخی هزاره‌ها از آن‌جا رقم خورد. پیش‌نهادم برای نمایندگان پارلمان، برای بهزاد که هر روز علیه کوچی‌ها بیانه می‌نویسد، برای تیم محقق که شعار مبارزه با کوچی‌ها را سرلوحه‌ی کار خود قرار داده‌اند و برای تیم خلیلی که همه‌چیز را «مسأله‌ی تاریخی» تلقی کرده و آن را به فرداهای دور احاله می‌کند، به دانشجویان، روشنفکران و فرهنگیان آن است که بیش از این به «کج‌فهمی تاریخی» دامن نزنند و به‌جای برجسته‌سازی مسأله‌ کوچی، بر حذف شهری تمرکز کنند و برای بهبود زندگی شهریان فقیر و بی‌کار هزاره در شهرها راه و چاره‌ای بیاندیشند.

 به قلم اسدبودا

[ یکشنبه 1393/01/31 ] [ 11 بعد از ظهر ] [ عبدالله غفاري ]
در پی انتشار گسترده شعارهای انتخاباتی جناب سیاف که "حق مظلوم را از حلقوم ضالم (ظالم) باید کشید" مسئولین وزارت اطلاعات و فرهنگ و وزارت صحت عامه ضمن محکوم کردن این سخنان ابراز داشته اند که کردن دست در حلقوم خود علاوه بر این که یک عمل ضدفرهنگی است و برای اطفال خرد بدآموزی دارد٫ فاقد استنداردهای صحی نیز می باشد.

[ چهارشنبه 1392/12/21 ] [ 7 بعد از ظهر ] [ عبدالله غفاري ]
ای کاندید عزیز که جانها فدای تو

قربان این سرِ کلِ پر مدعای تو

فریاد حمایت مظلوم سر داده ای

لگ دالری می ارزد همین تویتای تو

گفتی که اهل خدایی و خر شدند عوام

محراب لرزه کند از صدای ربنای تو

ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان

این رنج را هرگز نمی کند درمان٫ دوای تو

 

[ چهارشنبه 1392/12/21 ] [ 7 بعد از ظهر ] [ عبدالله غفاري ]
"ماندویل" معتقد بود "رذائل فردی" "فضائل اجتماعی" را می سازند، او برای تفهیم این مطلب رفتار زنبوران یک کندوی عسل را مثال می زند که چگونه زنبورها در داخل و خارج کندو با انگیزه سودجویی شخصی تلاش می کنند ولی در نتیجه ي امر هنگام فراهم شدن عسل، منافع همگان تامین می شود. گفته می شود "آدام اسمیت" با الهام از این مثال در "علم اقتصاد" گفته است که سودجویی اشخاص در بازار، منافع آحاد جامعه را تامین خواهد کرد.

[ جمعه 1392/09/22 ] [ 7 بعد از ظهر ] [ عبدالله غفاري ]
همه کارشناسان اقتصاد بر این موضوع که قاچاق کالاهای وارداتی به ضرر تولید داخلی و اشتغال سالم است؛ اتفاق نظر دارند و بیشتر اختلاف نظر ها به معرفی ابزاری که بتواند از وقوع این پدیده در محدوده مبادلات خارجی کشور جلوگیری کند, بر می گردد. دسته اول از کارشناس ها روش "نظارت و کنترل" را توصیه می کنند؛ به این نحو که گمرک ها با چسباندن "برچسب" (لیبل) خاصی بر روی کالاهایی که به شکل قانونی وارد می شوند, زمینه تشخیص کالاهای قاچاق وارداتی را برای دولت, عرضه کنندگان در سطح خرده فروشی, نهادهای نظارتی حمایت از حقوق مصرف کننده و حتی شخص مصرف کنندگان فراهم می آورند. در نتیجه توزیع کنندگان کالاهای فاقد برچسب (لیبل) مورد نظر, متخلف محسوب شده و به پنجه قانون سپرده می شوند. این شیوه علاوه بر کاربرد فوق کاربردآماری نیز می تواند داشته باشد؛ یعنی دولت و بخش خصوصی با اطلاع از میزان واردات کالاهای مورد نیاز جامعه می توانند با سیاستگذاری های لازم ظرفیت های تولیدی موجود را به سمت تولید کالاهای مزبور سوق دهند و یا هم ظرفیت های تولیدی جدیدی را به منظور جاگزینی آن ها ایجاد کنند.
در مقابل دسته ای از صاحب نظران روش "کنترل و نظارت" به شیوه فوق را به نحوی دخالت بیش از حد دولت در مکانیسم اقتصاد تلقی می کنند. اگر کشوری نیازمند واردات کالاهای خارجی است بایستی روند واردات "ساده سازی" شده و موانع قانونی برداشته شود. البته حجم واردات را متناسب با توسعه ظرفیت های تولیدی داخل با ابزارهای مخصوصی می توان کنترل نمود.
استدلال این دسته بر ناکارآمدی روش قبل این است که تهیه, توزیع و چسباندن برچسب (لیبل)های مذکور علاوه بر هزینه بر بودن, بوروکراسی اداری را افزایش داده و فساد اداری را نیز ترویج می کند. بدین معنا که پروسه قانونی کالاهای وارداتی دچار کندی قابل ملاحظه ای شده و این خود واردکنندگان را ترغیب می کند تا با احتساب هزینه فرصت به مجاری غیر قانونی نظیر ارتشاء, پارتی بازی و قاچاق روی آورند. همچنین ممکن است بازار آزادی برای خرید و فروش برچسب های مذکور به وجود بیاید.
به نظر می رسد دلائل گروه دوم با تجارب واقعی سازگار تر است.

[ جمعه 1392/09/22 ] [ 7 بعد از ظهر ] [ عبدالله غفاري ]
الا ای طالب وحشی کجایی
مرا چندی است با تو آشنایی
جهادت فی سبیل الله باشد
تفنگت می دهد بوی خدایی
چو سوزانی کلاس درس و مکتب
ز خوشحالی کنی فیر هوایی
ز کشته پشته ها می ساز زیرا
نشاید درد ملت را دوایی
شدم مبهوت اسلام عجیبت
نیی اهل زمین, اهل سمایی؟!
خبر داری ز یاران قدیمی
شده کار شب و روزش گدایی
زند ساز مخالف بهر یو إس (us)
بهانه کرده است تا تو بیایی
[ جمعه 1392/09/22 ] [ 7 بعد از ظهر ] [ عبدالله غفاري ]
دل من در هوای روی طالب
شوم قربان خلق و خوی طالب
خودم ارگ و دلم در "تورابورا"
که من افسونم از جادوی طالب
اگر اللهِ پاکم دختری داد
برایش می گیرم یک شوی طالب
وصیت کرده ام برای "میرویس"
کند راضی ز خود عموی طالب
ز تدبیرم در این ده سال, کشور
شده آشفته همچون موی طالب
به جنگ "ناتو" و اردوی ملی
نیارد هیچ خم ابروی طالب
"دموکراسی", "هیومن رایتس" کفر است
چه طرحی بهتر از الگوی طالب؟!
خدا آن ملتی را سروری داد
که دهقانش بِکِشت کادوی طالب
خداوندا به حق هشت و چارَت
بده فتح و ظَفَر اردوی طالب
[ جمعه 1392/09/22 ] [ 7 بعد از ظهر ] [ عبدالله غفاري ]
سوار تاکسی شدم تا به سمت محل درسم بروم، راننده رادیو را روشن کرده بود و موسیقی زیبایی گوش را نوازش می داد. مجری رادیو درباره حسن احوال پرسی از دوستان و آشنایان صحبت می کرد تا رسید به این جا

"شنونده های محترم همین چند لحظه پیش یکی از دوستان افغانی ام با من تماس گرفت و گفت فلانی چطوری خواستم حالت را بگیرم. من غافل از این که منظورش از حال گیری همان احوال پرسی است..."

حرف های مجری با خنده های راننده و باقی مسافرین به پایان رسید ولی من را در دریایی از تردید و افسوس فرو برد که نسل مهاجر افغان چرا باید از فرهنگش این قدر فاصله بگیرد که با نسنجیده حرف زدن مضحکه کوچه و بازار شود. در عرف افغان ها هیچگاه نمی گویند فلانی خواستم حالت را بگیرم اما "فلانی احوال گیر نمی شوی" "خواستم احوالت را بگیرم جور باشی" رایج است.

[ جمعه 1392/09/01 ] [ 3 بعد از ظهر ] [ عبدالله غفاري ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

ای خداوند!

به‌ علمای‌ ما مسئولیت،
و به‌ عوام‌ ما علم‌، و به‌ مؤمنان‌ ما روشنایی،
و به‌ روشنفکران‌ ما ایمان،‌ و به‌ متعصبین‌ ما فهم،
و به‌ فهمیدگان‌ ما تعصب،‌ و به‌ زنان‌ ما شعور، و به‌ مردان‌ ما شرف‌،
و به‌ پیروان‌ ما آگاهی‌، و به‌ جوانان‌ ما اصالت،
و به‌ اساتید ما عقیده،‌ و به‌ دانشجویان‌ ما نیز عقیده،
و به‌ خفتگان‌ ما بیداری‌، و به‌ دینداران‌ ما دین،
و به‌ نویسندگان‌ ما تعهد، و به‌ هنرمندان‌ ما درد، و به‌ شاعران‌ ما شعور،
و به‌ محققان‌ ما هدف،‌ و به‌ نومیدان‌ ما امید، و به‌ ضعیفان‌ ما نیرو،
و به‌ محافظه‌کاران‌ ما گستاخی، و به‌ نشستگان‌ ما قیام،
و به‌ راکدان‌ ما تکان،‌ و به‌ مردگان‌ ما حیات،‌ و به‌ کوران‌ ما نگاه،
و به‌ خاموشان‌ ما فریاد، و به‌ مسلمانان‌ ما قرآن‌،
و به‌ شیعیان‌ ما علی،‌ و به‌ فرقه‌های ما وحدت،
و به‌ حسودان‌ ما شفا، و به‌ خودبینان‌ ما انصاف،
و به‌ فحاشان‌ ما ادب،‌ و به‌ مجاهدان‌ ما صبر، و به‌ مردم‌ ما خودآگاهی،
و به‌ همه‌ ملت‌ ما همت‌ تصمیم، و استعداد فداکاری،‌ و شایستگی نجات‌ و عزت‌ ببخش!
شهید دکتر علی شریعتی

به وبلاگ عبدالله غفاری خوش آمدید
مطالبتان را برای نشر به ایمیل آدرس ذیل ارسال نمایید
abdollahghaffary@yahoo.com