X
تبلیغات
بزم انديشه

بزم انديشه
ای برادر تو همه اندیشه ای مابقی تو استخوان و ریشه ای (مولانا جلال الدین محمد بلخی) 
قالب وبلاگ
لینکستان
در پی انتشار گسترده شعارهای انتخاباتی جناب سیاف که "حق مظلوم را از حلقوم ضالم (ظالم) باید کشید" مسئولین وزارت اطلاعات و فرهنگ و وزارت صحت عامه ضمن محکوم کردن این سخنان ابراز داشته اند که کردن دست در حلقوم خود علاوه بر این که یک عمل ضدفرهنگی است و برای اطفال خرد بدآموزی دارد٫ فاقد استنداردهای صحی نیز می باشد.

[ چهارشنبه 1392/12/21 ] [ 7 بعد از ظهر ] [ عبدالله غفاري ]
ای کاندید عزیز که جانها فدای تو

قربان این سرِ کلِ پر مدعای تو

فریاد حمایت مظلوم سر داده ای

لگ دالری می ارزد همین تویتای تو

گفتی که اهل خدایی و خر شدند عوام

محراب لرزه کند از صدای ربنای تو

ما را به خیر تو امید نیست شر مرسان

این رنج را هرگز نمی کند درمان٫ دوای تو

 

[ چهارشنبه 1392/12/21 ] [ 7 بعد از ظهر ] [ عبدالله غفاري ]
"ماندویل" معتقد بود "رذائل فردی" "فضائل اجتماعی" را می سازند، او برای تفهیم این مطلب رفتار زنبوران یک کندوی عسل را مثال می زند که چگونه زنبورها در داخل و خارج کندو با انگیزه سودجویی شخصی تلاش می کنند ولی در نتیجه ي امر هنگام فراهم شدن عسل، منافع همگان تامین می شود. گفته می شود "آدام اسمیت" با الهام از این مثال در "علم اقتصاد" گفته است که سودجویی اشخاص در بازار، منافع آحاد جامعه را تامین خواهد کرد.

[ جمعه 1392/09/22 ] [ 7 بعد از ظهر ] [ عبدالله غفاري ]
همه کارشناسان اقتصاد بر این موضوع که قاچاق کالاهای وارداتی به ضرر تولید داخلی و اشتغال سالم است؛ اتفاق نظر دارند و بیشتر اختلاف نظر ها به معرفی ابزاری که بتواند از وقوع این پدیده در محدوده مبادلات خارجی کشور جلوگیری کند, بر می گردد. دسته اول از کارشناس ها روش "نظارت و کنترل" را توصیه می کنند؛ به این نحو که گمرک ها با چسباندن "برچسب" (لیبل) خاصی بر روی کالاهایی که به شکل قانونی وارد می شوند, زمینه تشخیص کالاهای قاچاق وارداتی را برای دولت, عرضه کنندگان در سطح خرده فروشی, نهادهای نظارتی حمایت از حقوق مصرف کننده و حتی شخص مصرف کنندگان فراهم می آورند. در نتیجه توزیع کنندگان کالاهای فاقد برچسب (لیبل) مورد نظر, متخلف محسوب شده و به پنجه قانون سپرده می شوند. این شیوه علاوه بر کاربرد فوق کاربردآماری نیز می تواند داشته باشد؛ یعنی دولت و بخش خصوصی با اطلاع از میزان واردات کالاهای مورد نیاز جامعه می توانند با سیاستگذاری های لازم ظرفیت های تولیدی موجود را به سمت تولید کالاهای مزبور سوق دهند و یا هم ظرفیت های تولیدی جدیدی را به منظور جاگزینی آن ها ایجاد کنند.
در مقابل دسته ای از صاحب نظران روش "کنترل و نظارت" به شیوه فوق را به نحوی دخالت بیش از حد دولت در مکانیسم اقتصاد تلقی می کنند. اگر کشوری نیازمند واردات کالاهای خارجی است بایستی روند واردات "ساده سازی" شده و موانع قانونی برداشته شود. البته حجم واردات را متناسب با توسعه ظرفیت های تولیدی داخل با ابزارهای مخصوصی می توان کنترل نمود.
استدلال این دسته بر ناکارآمدی روش قبل این است که تهیه, توزیع و چسباندن برچسب (لیبل)های مذکور علاوه بر هزینه بر بودن, بوروکراسی اداری را افزایش داده و فساد اداری را نیز ترویج می کند. بدین معنا که پروسه قانونی کالاهای وارداتی دچار کندی قابل ملاحظه ای شده و این خود واردکنندگان را ترغیب می کند تا با احتساب هزینه فرصت به مجاری غیر قانونی نظیر ارتشاء, پارتی بازی و قاچاق روی آورند. همچنین ممکن است بازار آزادی برای خرید و فروش برچسب های مذکور به وجود بیاید.
به نظر می رسد دلائل گروه دوم با تجارب واقعی سازگار تر است.

[ جمعه 1392/09/22 ] [ 7 بعد از ظهر ] [ عبدالله غفاري ]
الا ای طالب وحشی کجایی
مرا چندی است با تو آشنایی
جهادت فی سبیل الله باشد
تفنگت می دهد بوی خدایی
چو سوزانی کلاس درس و مکتب
ز خوشحالی کنی فیر هوایی
ز کشته پشته ها می ساز زیرا
نشاید درد ملت را دوایی
شدم مبهوت اسلام عجیبت
نیی اهل زمین, اهل سمایی؟!
خبر داری ز یاران قدیمی
شده کار شب و روزش گدایی
زند ساز مخالف بهر یو إس (us)
بهانه کرده است تا تو بیایی
[ جمعه 1392/09/22 ] [ 7 بعد از ظهر ] [ عبدالله غفاري ]
دل من در هوای روی طالب
شوم قربان خلق و خوی طالب
خودم ارگ و دلم در "تورابورا"
که من افسونم از جادوی طالب
اگر اللهِ پاکم دختری داد
برایش می گیرم یک شوی طالب
وصیت کرده ام برای "میرویس"
کند راضی ز خود عموی طالب
ز تدبیرم در این ده سال, کشور
شده آشفته همچون موی طالب
به جنگ "ناتو" و اردوی ملی
نیارد هیچ خم ابروی طالب
"دموکراسی", "هیومن رایتس" کفر است
چه طرحی بهتر از الگوی طالب؟!
خدا آن ملتی را سروری داد
که دهقانش بِکِشت کادوی طالب
خداوندا به حق هشت و چارَت
بده فتح و ظَفَر اردوی طالب
[ جمعه 1392/09/22 ] [ 7 بعد از ظهر ] [ عبدالله غفاري ]
سوار تاکسی شدم تا به سمت محل درسم بروم، راننده رادیو را روشن کرده بود و موسیقی زیبایی گوش را نوازش می داد. مجری رادیو درباره حسن احوال پرسی از دوستان و آشنایان صحبت می کرد تا رسید به این جا

"شنونده های محترم همین چند لحظه پیش یکی از دوستان افغانی ام با من تماس گرفت و گفت فلانی چطوری خواستم حالت را بگیرم. من غافل از این که منظورش از حال گیری همان احوال پرسی است..."

حرف های مجری با خنده های راننده و باقی مسافرین به پایان رسید ولی من را در دریایی از تردید و افسوس فرو برد که نسل مهاجر افغان چرا باید از فرهنگش این قدر فاصله بگیرد که با نسنجیده حرف زدن مضحکه کوچه و بازار شود. در عرف افغان ها هیچگاه نمی گویند فلانی خواستم حالت را بگیرم اما "فلانی احوال گیر نمی شوی" "خواستم احوالت را بگیرم جور باشی" رایج است.

[ جمعه 1392/09/01 ] [ 3 بعد از ظهر ] [ عبدالله غفاري ]
شاید برخی اوقات فکر کنید اگر مشکل خورد و خوراک حل می شد یا وظیفه ای که بتواند جوابگوی شکم باشد پیدا می شد کل مشکلات حل بود و دیگر دغدغه ای نداشتیم و می توانستیم نفس راحتی بکشیم. البته این جملات در محاورات روز مره زیاد شنیده می شود که "غم غم نان است" "فلانی نانش ده روغن است" "بنی آدم در بند شکم است" همه این جملات به نحوی فرضیه بالا را تایید می کنند. امروز با یک نگاه اقتصادی که بسیار ساده و همه فهم است می خواهم تا حدی غیر واقعی بودن مفکوره بالا را به تصویر بکشم. واقعیتش این است که این فرضیه تا حدی درباره خانوارهایی که در دهک های درآمدی پایین قرار دارند صحیح است. ولی مشاهدات نشان می دهد هر چه درآمد افراد به سمت دهک های بالا میل می کند سهم سبد خوراکی در مخارج ماهیانه یا سالیانه افراد و خانوار ها هم کوچک تر شده می رود. مثلا اگر شما ماهیانه ده هزار افغانی درآمد داشته باشید سهم سبد خوراکی شما شاید هشتاد درصد مخارج تان را پوشش دهد ولی همینکه درآمد شما به بیست هزار یا بیشتر از آن میل کند سهم سبد خوراکی کم شده می رود. البته این واقعیت غیر قابل انکار است که با افزایش درآمد، سبد خوراکی از قبل بزرگتر شده است ولی معیار سنجش ما فیصد و سهم سبد خوراکی نسبت به کل مخارج است و آن وقت خواهیم دید که دیگر غم غم نان و شکم نیست بلکه مخارجی نظیر: پوشاک، مسکن، مسافرت و .... سهم بیشتری در مخارج شما دارند. این نوشته شاید تلنگوری باشد برای شما عزیزان که قلم و کاغذی بردارید درآمد و سهم سبدهای مخارجی خود را محاسبه کنید تا بفهمید در دهک های پایین قرار دارید یا به سمت ثروتمند شدن در حرکتید.

[ سه شنبه 1392/08/28 ] [ 11 قبل از ظهر ] [ عبدالله غفاري ]
پنج سال پیش کابل آمده بودم ولی تا این حد که این بار آن را دیدم وضعیت فوق العاده و اورِژانس نداشتٰ. شهروندان شهر کابل بدانند اگر فکری برای گرد و خاک کابل نکنند بعد از گذشت ده الی بیست سال شش هایشان خراب شده و مبتلا به انواع امراض ریوی و تنفسی خواهند شد معضلی که امروزه ساکنان قدیم شهر تهران با آن دست و پنجه نرم می کنند.
این زنگ خطری است برای آن عده از دوستانی که هوای زندگی در کابل را در سر می پرورانند. آلودگی شهر کابل می تواند معلول عوامل زیادی از قبیل: گشت و گذار موترهای غیر استاندارد و دودزاٰ, نبود یک سیستم فاضلاب سالم و وجود گنداب های بی شمار و دریای آلوده شهر کابل, کم کاری شاروالی در جمع آوری زباله ها و ناکافی بودن عدد سطل های زباله های بین شهر, ترافیک های سنگین که باعث آزاد شدن مقدار زیادی مواد آلاینده از وسائل نقلیه می شوند, عدم آشنایی ساکنان کابل با فرهنگ نظافت شهری و بهداشت عمومی و تراکم بالای جمعیتی باشد. به نظر من مشکل اخیر یعنی تراکم بالای جمعیتی شهر کابل بسیاری از مشکلات ذکر شده را باعث می شود. بنابراین به عنوان یک راه حل کوتاه مدت دولت بایستی برخی از وزارت خانه ها و اداراتش را به شهرهای دیگر نظیر هرات, قندهار, و مزار منتقل نماید و به موسسات خصوصی و خارجی هدایت دهد تا شعبه های مرکزی شان را در دیگر ولایات احداث نمایند زیرا دولت نمی تواند از مهاجرت مردم به شهر کابل جلوگیری کند ولی راجع به پرسنل خویش اختیارات تام دارد. البته این یک راه حل کوتاه مدت است و راه حل بلند مدت سیاست توسعه شهری است که اکنون دولت طرح آن را روی دست دارد ولی آن طور که می دانیم این یک پروسه زمانبر است. ناگفته نماند رسانه ها و مطبوعات نیز می توانند با فرهنگ سازی کنترل جمعیت, خانوارها را به محدود کردن تعداد فرزندانشان تشویق کنند.

[ سه شنبه 1392/08/28 ] [ 11 قبل از ظهر ] [ عبدالله غفاري ]
در کتاب «روش شناسی علم اقتصاد» نوشته مارک بلاگ نوشته شده است که بر اساس تحقیقات انجام شده بر روی دانشجویان علم اقتصاد، دانشجویان این رشته نسبت به دیگران خسیس تر اند، به این معنی که دانش اقتصاد انسان متناسب با تحلیل هایش را تربیت می کند؛ گذشته از صحت و سقم این نظریه به نظر من این خاصیت تنها مختص علم اقتصاد نیست بلکه هر علمی تاثیر مشابهی بر فراگیرانش دارد به عنوان مثال دانشجویان رشته فلسفه در صدد عقلانی کردن باورها و رفتارهایشان هستند و برخی از مراجع دینی به همین دلیل آموختن این علم را جایز نمی دانند زیرا تمام باورها و رفتارهای دینی قابلیت تفسیر عقلانی را ندارند و بدون داشتن روحیه تعبد یک متدین واقعی بودن امری محال می نماید. از این سخن ها که بگذریم نکته ای که در خور توجه است این است که تاحدودی آموزه های علم اقتصاد بر نوع نگرش انسان و تحلیل وی از پدیده ها تاثیر می گذارد. تحلیل های اقتصادی معمولا منتج به گفته های ناخوشایند و احیانا رعب آور می شوند که مذاق اکثریت آن را برنمی تابد ولی افسوس واقعیت گرایی را گریزی نیست و خوش بینی های بی اساس معادله ای را تغییر نمی دهد.

[ سه شنبه 1392/08/28 ] [ 11 قبل از ظهر ] [ عبدالله غفاري ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

ای خداوند!

به‌ علمای‌ ما مسئولیت،
و به‌ عوام‌ ما علم‌، و به‌ مؤمنان‌ ما روشنایی،
و به‌ روشنفکران‌ ما ایمان،‌ و به‌ متعصبین‌ ما فهم،
و به‌ فهمیدگان‌ ما تعصب،‌ و به‌ زنان‌ ما شعور، و به‌ مردان‌ ما شرف‌،
و به‌ پیروان‌ ما آگاهی‌، و به‌ جوانان‌ ما اصالت،
و به‌ اساتید ما عقیده،‌ و به‌ دانشجویان‌ ما نیز عقیده،
و به‌ خفتگان‌ ما بیداری‌، و به‌ دینداران‌ ما دین،
و به‌ نویسندگان‌ ما تعهد، و به‌ هنرمندان‌ ما درد، و به‌ شاعران‌ ما شعور،
و به‌ محققان‌ ما هدف،‌ و به‌ نومیدان‌ ما امید، و به‌ ضعیفان‌ ما نیرو،
و به‌ محافظه‌کاران‌ ما گستاخی، و به‌ نشستگان‌ ما قیام،
و به‌ راکدان‌ ما تکان،‌ و به‌ مردگان‌ ما حیات،‌ و به‌ کوران‌ ما نگاه،
و به‌ خاموشان‌ ما فریاد، و به‌ مسلمانان‌ ما قرآن‌،
و به‌ شیعیان‌ ما علی،‌ و به‌ فرقه‌های ما وحدت،
و به‌ حسودان‌ ما شفا، و به‌ خودبینان‌ ما انصاف،
و به‌ فحاشان‌ ما ادب،‌ و به‌ مجاهدان‌ ما صبر، و به‌ مردم‌ ما خودآگاهی،
و به‌ همه‌ ملت‌ ما همت‌ تصمیم، و استعداد فداکاری،‌ و شایستگی نجات‌ و عزت‌ ببخش!
شهید دکتر علی شریعتی

به وبلاگ عبدالله غفاری خوش آمدید
مطالبتان را برای نشر به ایمیل آدرس ذیل ارسال نمایید
abdollahghaffary@yahoo.com